torang5

  • خانه

منبر و فضای مجازی؛ دو بال تبلیغ فرهنگ فرزند‌آوری

22 تیر 1405 توسط سمیه کیکاوسی

 

کاهش نرخ فرزندآوری در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی کشور تبدیل شده است. پیامدهای این مسئله تنها به کاهش تعداد موالید محدود نمی‌شود، بلکه در بلندمدت می‌تواند ساختار جمعیتی، توان اقتصادی، نیروی انسانی و حتی امنیت ملی را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، مسئله جمعیت و فرزندآوری در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مورد توجه اندیشمندان، سیاست‌گذاران و نهادهای فرهنگی تبدیل شده است. با وجود تصویب قوانین حمایتی و ارائه مشوق‌های اقتصادی، تجربه نشان می‌دهد که حل این مسئله صرفاً با ابزارهای اقتصادی امکان‌پذیر نیست؛ زیرا تصمیم افراد برای فرزندآوری، بیش از آنکه متأثر از یک عامل اقتصادی باشد، از مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، ارزش‌ها و الگوهای فرهنگی تأثیر می‌پذیرد. به همین دلیل، فرهنگ‌سازی و اصلاح نگرش عمومی نسبت به خانواده و فرزندآوری، ضرورتی انکارناپذیر است.

در نگاه اسلام، فرزند تنها یک پدیده زیستی یا امری شخصی نیست، بلکه نعمتی الهی و سرمایه‌ای برای خانواده و جامعه به شمار می‌رود. قرآن کریم بارها از فرزندان به عنوان موهبت الهی یاد کرده و در برابر نگرانی‌های معیشتی، انسان را به توکل و امید دعوت می‌کند: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ» (اسراء: ۳۱). همچنین پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را به افزایش نسل تشویق کرده و فرموده‌اند: «تَنَاكَحُوا تَكَاثَرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».(۱) این آموزه‌ها نشان می‌دهد که از منظر اسلام، فرزندآوری تنها یک انتخاب فردی نیست، بلکه دارای ابعاد اجتماعی و تمدنی نیز هست و به پویایی جامعه اسلامی و استمرار نسل مؤمنان کمک می‌کند.

با این حال، در دهه‌های اخیر بخشی از جامعه با نگرش‌های متفاوتی نسبت به فرزندآوری مواجه شده است. گسترش فردگرایی، افزایش نگرانی‌های اقتصادی، تغییر سبک زندگی و تأثیرپذیری از الگوهای رسانه‌ای، موجب شده است که برخی از زوج‌های جوان، فرزند را مانعی برای پیشرفت، رفاه یا آزادی فردی تلقی کنند. این در حالی است که بسیاری از این نگرش‌ها ریشه در بازنمایی‌های فرهنگی و رسانه‌ای دارد. بنابراین، اصلاح این نگرش‌ها پیش از آنکه نیازمند سیاست‌های اقتصادی باشد، نیازمند فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی عمیق است.

در این میان، حوزه‌های علمیه به عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای دینی و فرهنگی جامعه، از ظرفیت قابل توجهی برای فرهنگ‌سازی برخوردارند. رسالت حوزه تنها آموزش احکام و تربیت طلاب نیست، بلکه هدایت فکری و پاسخ‌گویی به مسائل اجتماعی نیز از وظایف اصلی آن به شمار می‌رود. مسئله فرزندآوری نیز یکی از همین مسائل اجتماعی است که نیازمند تبیین، اقناع و اصلاح نگرش عمومی است. حوزه‌های علمیه به دلیل برخورداری از سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی می‌توانند در این زمینه نقشی مؤثر ایفا کنند و با ارائه تصویری صحیح از خانواده و فرزند، به تقویت فرهنگ فرزندآوری کمک نمایند.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای حوزه در این مسیر، منبر است. منبر در طول تاریخ اسلام، صرفاً محلی برای بیان احکام و مواعظ نبوده، بلکه رسانه‌ای تأثیرگذار برای هدایت اجتماعی و فرهنگی مردم به شمار آمده است. ویژگی ممتاز منبر، ارتباط مستقیم و چهره‌به‌چهره با مخاطب است. در این شیوه ارتباطی، مبلغ می‌تواند علاوه بر انتقال پیام، به پرسش‌ها و دغدغه‌های مخاطبان نیز پاسخ دهد و از طریق ارتباط عاطفی، بر نگرش آنان اثر بگذارد. موضوع فرزندآوری نیز از جمله موضوعاتی است که نیازمند چنین ارتباطی است؛ زیرا بسیاری از نگرانی‌ها و تردیدهای مردم در این زمینه، تنها با گفت‌وگو، اقناع و پاسخ‌گویی برطرف می‌شود.

با وجود این، منبر محدودیت‌هایی نیز دارد. مخاطبان آن معمولاً به افراد حاضر در یک مجلس محدود می‌شوند و بسیاری از جوانان امروز ارتباط مستمر با محافل سنتی ندارند. همچنین وابستگی منبر به زمان و مکان، دامنه اثرگذاری آن را محدود می‌کند. به همین دلیل، استفاده از منبر به تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای تبلیغی جامعه معاصر باشد.

در مقابل، رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده افکار عمومی تبدیل شده‌اند. امروزه بخش بزرگی از سبک زندگی، ارزش‌ها و نگرش‌های نسل جوان در بستر فضای مجازی شکل می‌گیرد. این فضا از یک سو می‌تواند زمینه ترویج نگرش‌های نادرست درباره خانواده و فرزندآوری را فراهم کند و از سوی دیگر، ظرفیت بسیار مهمی برای آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی در اختیار نهادهای دینی قرار می‌دهد.

رسانه‌های نوین این امکان را فراهم می‌کنند که پیام‌های مرتبط با خانواده و فرزندآوری در قالب‌های متنوعی همچون کلیپ‌های کوتاه، پادکست‌ها، اینفوگرافیک‌ها و برنامه‌های تعاملی به مخاطبان عرضه شود. همچنین این رسانه‌ها محدودیت‌های زمانی و مکانی را از میان برداشته و امکان ارتباط با گروه‌های مختلف، به‌ویژه نسل جوان، را فراهم ساخته‌اند. به همین دلیل، حضور فعال و هدفمند مبلغان در فضای مجازی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی ناشی از تحولات ارتباطی عصر حاضر است.

البته حضور در فضای مجازی بدون شناخت صحیح این فضا نمی‌تواند اثربخش باشد. یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز حوزه‌های علمیه، تقویت سواد رسانه‌ای طلاب و مبلغان است. مبلغ دینی باید با شیوه تولید محتوا، زبان مخاطب، الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی و روش‌های اقناع در فضای مجازی آشنا باشد. بدون چنین شناختی، حضور در رسانه‌های نوین ممکن است به فعالیتی کم‌اثر و حتی آسیب‌زا تبدیل شود. ازاین‌رو، آموزش سواد رسانه‌ای باید به یکی از اولویت‌های آموزشی حوزه‌های علمیه تبدیل شود.

در کنار آن، تولید محتوای علمی و اقناعی درباره فرزندآوری نیز اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از جوانان درباره مسائل جمعیتی، اقتصادی و تربیتی دارای پرسش‌ها و ابهاماتی هستند که نمی‌توان تنها با توصیه‌های کلی به آن‌ها پاسخ داد. بهره‌گیری از زبان متناسب با نسل جوان، پاسخ‌گویی فعال به شبهات، استفاده از تجربه‌های موفق خانواده‌ها و همکاری با متخصصان حوزه خانواده و جمعیت، می‌تواند اثربخشی تبلیغ دینی را در این زمینه افزایش دهد.

واقعیت آن است که نه منبر به تنهایی کافی است و نه رسانه‌های نوین می‌توانند جایگزین کامل ارتباط انسانی و عاطفی شوند. منبر، اعتماد و عمق ارتباط را فراهم می‌کند و رسانه‌های نوین، گستره و استمرار پیام را افزایش می‌دهند. ازاین‌رو، راهکار مؤثر در ترویج فرهنگ فرزندآوری، هم‌افزایی این دو ظرفیت است. پیامی که در منبر مطرح می‌شود، می‌تواند در فضای مجازی بازنشر و تکمیل گردد و محتوای فضای مجازی نیز می‌تواند زمینه ارتباط عمیق‌تر مخاطب با نهادهای دینی را فراهم سازد.

اگر مسئله جمعیت را مسئله‌ای مربوط به آینده و هویت جامعه بدانیم، فرهنگ‌سازی در این زمینه نیز رسالتی مهم و ماندگار خواهد بود. حوزه‌های علمیه با بهره‌گیری از ظرفیت منبر، حضور هوشمندانه در رسانه‌های نوین، تربیت مبلغان آشنا با مسائل جمعیتی و تقویت سواد رسانه‌ای، می‌توانند نقش مهمی در اصلاح نگرش جامعه نسبت به خانواده و فرزندآوری ایفا کنند. آینده جمعیتی کشور بیش از آنکه به آمار و ارقام وابسته باشد، به موفقیت ما در ساختن یک فرهنگ امیدوار، خانواده‌محور و فرزنددوست وابسته است.

ـــــــــــــــــــــــــــ

(۱) مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ۱۰۰، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ص ۲۲۰.

#تبلیغ_و_فرزند‌آوری 

✍️ رستا

 نظر دهید »

ایران‌دوستی در سیره و اندیشه رهبر شهید انقلاب

16 تیر 1405 توسط سمیه کیکاوسی

در قاموس اندیشه رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای، ایران‌دوستی هرگز به شعارهای زودگذر و احساسات سطحی محدود نمی‌شود. این عشق، تلفیقی استوار از «حب الوطن من الایمان» در معنای متعالی دینی و «غیرت ملی» برخاسته از تمدنی ریشه‌دار است. نگاه ایشان به ایران، نگاه به یک سرزمینِ مقدس و بسترِ تاریخیِ ایمان و مجاهدت است؛ میهنی که جانِ آن، اسلام و ارزش‌های الهی است.

یکی از پایه‌های اصلی ایران‌دوستی در منظومه فکری ایشان، باور راسخ به عظمتِ تمدنی ایران است. رهبر شهید با نفی القائاتِ تحقیرآمیزِ دشمنان که همواره به دنبال تزریق روحیه خودباختگی به ملت بوده‌اند، در بیانات خود در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ با صراحت فرمودند: «ملت ایران، ملتی بزرگ است. ایران کشوری قوی و پهناور است. ایران دارای تمدنی باستانی است. ثروت فرهنگی و تمدنی ما صدها برابر بیشتر از آمریکا و امثال آن است.» این کلام، تنها یک تشویقِ زبانی نبود، بلکه بازتابی از یک خودآگاهی تاریخی است که ایشان به‌عنوان پرچمدار انقلاب، سال‌ها در پی دمیدن آن در جانِ نسل جوان بودند.

در تکمیل همین مسیر، ایشان همواره بر مقابله با تحریفِ تاریخ تأکید داشتند. رهبر شهید در همان سخنرانی ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ با نقل خاطره‌ای از یک سفرِ تاریخی، پرده از شیوه‌های کهنِ استعماری برداشتند. ایشان نقل کردند که چگونه در برخی مراکزِ گردشگری غربی، سعی می‌کنند با نشان دادن یک فضای خالی، به توریست‌ها القا کنند که ایرانیان در آن نقطه شکست خورده‌اند. ایشان با نگاهی هوشمندانه و پاسخی عزتمندانه فرمودند: «خوب، اینجا نزدیکی کازرون مجسمه والرین است، امپراتور روم، که زانو زده در مقابل پادشاه ایران. خیلی خوب، اینجا را بروید نشان بدهید؛ این به آن در!» این تقابلِ هوشمندانه، نشان می‌دهد که ایران‌دوستی در مکتب ایشان، یعنی مرعوبِ روایت‌های ساختگی دشمن نشدن و با افتخار، «تصویرِ فتح» را جایگزین «روایتِ حقارت» کردن.

بی‌شک برجسته‌ترین سندِ این ایران‌دوستیِ دینی، کنشِ ایشان در مراسم سوگواری محرم ۱۴۰۴ بود. پس از آن روزهای سخت و درگیر شدن با دشمنِ صهیونیستی، رهبر شهید در اولین حضور عمومی خود، در اقدامی که در تاریخِ آیین‌های عزاداری بی‌سابقه بود، شعر «ای ایران» را زمزمه کردند. این اقدام، نه یک کنشِ نمادین، بلکه فرماندهیِ فرهنگی برای شکستنِ مرزهای ساختگی میان «دینداری» و «وطن‌پرستی» بود. در آن لحظات، نوای «ای ایران» از حنجره‌ای برمی‌خاست که خود نمادِ عزتِ اسلامی بود و نتیجه‌اش تصویری ماندگار شد. عزادارانی که با پرچم‌های سیاه عزای حسینی، یک‌دست پرچم سه رنگ ایران را به اهتزاز درآوردند.

اما اگر بخواهیم به حقیقتِ غاییِ این اندیشه دست یابیم، باید از مرزهای گفتار گذشت و به ساحتِ شهادت وارد شد. ایران‌دوستیِ رهبر شهید، از مرحله‌ی «تبیینِ تمدن» به مرحله‌ی «پاسداری از مرزها» رسید و در نهایت، در سوگِ شهادت، به «فداییِ جان برای میهن» بدل شد. ایشان که عمر خود را در میانه راهِ خدمت به دین و ملت سپری کرده بودند، در نهایت با جان‌بازی و شهادت، ثابت کردند که عشق به ایران، نه یک نظریه‌ی انتزاعی، بلکه یک حقیقتِ خونین است.

شهادتِ ایشان، در واقع، والاترین استدلالِ عملی در برابر تمامِ مدعیانِ ملی‌گراییِ پوچ و ناسیونالیسمِ بی‌ریشه بود. ایشان نشان دادند که کسی که برای اسلام می‌جنگد، برای ایران نیز جان می‌دهد؛ و کسی که از مرزهای دین دفاع می‌کند، با خون خود، مرزهای میهن را هم پاس می‌دارد. جان‌بازیِ ایشان در مسیرِ حفظِ اقتدارِ ملی و صیانت از حریمِ اسلام، نشان داد که «وطن» برای یک رهبرِ مجاهد، نه یک جغرافیا، که یک «امانتِ الهی» است که باید با جان فدا کرد.

در نهایت، سیره و شهادتِ رهبر شهید، پیوندی ناگسستنی میانِ «خاک» و «آسمان» ایجاد کرد. ایشان نشان دادند که برای سرافرازیِ این خاکِ مقدس، باید هم‌زمان در راهِ آزادی و سربلندیِ ایران و اعتلای نامِ اسلام جان‌فشانی کرد. این است تصویری از یک مکتبِ کامل که در آن، تاریخ و تمدن، ایمان و غیرت، و خاک و روحِ ملت، در هم تنیده شده و با خونِ شهید، چراغی برای آینده‌ی پرشکوهِ ایران روشن شده است.

#یادداشت
✍ رستا

 نظر دهید »

بدرقه‌ی نور

14 تیر 1405 توسط سمیه کیکاوسی

درسایه‌سارقرآن واهل‌بیت(ع)

درس‌هایی برای قلب‌های مشتاق

ــــــــ༻⃘⃕࿇﷽┅

🥀🕊🕊

🕊

🚩یا لثارات الحسین

 

🏴امروز،روز وداع باامام شهیدمان است 

🏴روزوداع باکسی که تجسم غیرت،ایمان،شجاعت ووفاداربه راه خدابود

🏴وداع باکسی که دشمن،تاب بودنش رانداشت وعظمت حضورش را فهمیده بود

🏴کسی که باتمام وجوددرمیدان ایستادوتاآخرین قطره خون،پای اسلام وکشورش ماند

🏴بارهبری که دشمن کینه‌توز،او و خانواده‌اش رادرماه رمضان بالب تشنه به شهادت رساند

🚩🇮🇷و ایران بوی کربلا گرفت

وجبهه باطل نشان دادکه بااهل ایمان وباپرچمداران توحیدومقاومت،همان می‌کندکه بااولیاءخداکرد

🚩شهادت،پایان راه نیست آغاز تکثیرتفکرامام شهید وخیزش امت هاست

👈نورامام شهید، خاموش نمی‌شود

     👈خونش فریادمی‌شود

       👈تفکرش مکتب می‌شود

    👈انقلاب رابه قله میرساند

👈وازاین پیکربه خون نشسته،یک ملتِ بیدارمی‌سازد

 

❌دشمن خیال کرده باتروروخون‌ریزی می‌تواندحرکت جبهه مقاومت رامتوقف کندغافل ازآنکه هر شهیدصدهامردمیدان می‌سازدودل هارابیدارمی‌کند🥀

 

       ✊امروزبایدبرخاست 

 

🚩برای خونخواهی امام شهیدباعزم راسخ،بابصیرت،باپشتیبانی ازولایت ورهبری.

 

دشمن بداند🔻

 🇮🇷پرچم مقاومت برزمین نمی‌ماندو باریختن خون مردان خدااراده مارابرای ادامه این راه قوی ترمی‌کند

🥀امروزروزاشک است،امااشکی آمیخته بابیعت وانتقام از دشمن

🥀روزداغ است،اماداغی آمیخته با بصیرت

🥀روزوداع است،اما وداعی که ازدل آن،قیامِ دوباره یک ملت شکل می‌ گیرد

امروز🔻

✋بیعت میکنیم بارهبرعزیزانقلاب حضرت آیة الله سیدمجتبی خامنه ای 

✋وپای این مکتب وتاآخردرجبهه حق،درکنارولایت خواهیم ایستاد

 

    🔸دکتـر مهدی شیـرعلـی

 نظر دهید »

تربیت شجاعانه

04 تیر 1405 توسط سمیه کیکاوسی

.

🔻علی(ع) و فاطمه(س) چه کار کرده بودند که زینب(س) این‌گونه از آب درآمد و حسین(ع) آن‌گونه؟ 

 

🔻اولین اثری که بر اولاد خودشان گذاشتند، این بود که اولاد خود را «نترساندند»، بچه را با وحشت تربیت نکردند، خانه‌شان خانه‌ی خفقان و وحشت و رعب نبود. بسیاری از پدر و مادرها بچه‌های با استعدادی دارند و تحمل بچه‌ی بااستعداد، مشکل است. لذا این بچه‌ها را از بچگی مرعوب می‌کنند…

 

🔻اصل تربیتی دیگر علی(ع) و فاطمه(س)، «حرمت و احترام»، عجیبی بود که برای فرزندانشان قائل بودند…

 

🔻اصل سومی که علی(ع) و فاطمه(س) در خانه داشتند «محبت بی‌دریغ» بود. بسیاری از پدرها می‌ترسند بچه خودشان را ببوسند. بسیاری از مادرها فرزندانشان را کم می‌بوسند. این غلط است. فاطمه زهرا(س) بچه‌ی خودش را به سینه‌اش می فشرد. رسول‌خدا(ص) در هنگام رحلت، اجازه نداد که این بچه‌ها را از روی سینه‌اش بلند کنند.

 

🔻این روحیه دادن و محبت کردن است که موجب می‌شود هیچ‌کس نتواند اینها را با هیچ‌چیز بخرد. محبت کردند تا بچه ها قابل «تطمیع» نباشند. نترساندند تا بچه‌ها قابل «تهدید» نباشند. به بچه‌ها شخصیت و حرمت دادند تا «ابهت‌های اجتماعی» و جمعیت‌های انبوه آنها را نگیرد و دچار واهمه نکند. زینب کبری(س) وقتی که در بازار صحبت کرد، دچار واهمه نشد؛ وقتی که در مجلس یزید سخنرانی کرد، دچار واهمه نشد.

 

✍ #آیت_الله_حائری_شیرازی | راه رشد، جلد ۲، صفحات ۵۶ و ۵۹.

🌱 #تربیت_حسینی 

 

 نظر دهید »

تولید؛ سد وابستگی

20 خرداد 1405 توسط سمیه کیکاوسی

از «انقلاب سفید» تا «شوک‌درمانی»؛ پروژه‌ای که علیه تولید ملی ادامه دارد

 

تاریخ اقتصاد ایران را اگر با دقت نگاه کنیم، می‌بینیم بسیاری از بحران‌هایی که امروز با نام‌های جدیدی مثل «شوک‌درمانی» یا «اقتصاد دلاری» مطرح می‌شوند، ریشه در همان سیاست‌هایی دارند که سال‌ها پیش با شعارهای زیبا و ظاهر مدرن وارد کشور شدند. این ماجرا نه یک اشتباه ساده تاریخی است و نه یک اتفاق تصادفی؛ بلکه می‌توان آن را بخشی از یک پروژه بلندمدت برای تضعیف استقلال اقتصادی ایران دانست.

 

 انقلاب سفید؛ آغاز یک مسیر پرهزینه

«انقلاب سفید» در دوره پهلوی با عنوان اصلاحات و نوسازی معرفی شد، اما در عمل بخش مهمی از ساختار تولید کشور را دچار آسیب کرد. اصلاحات ارضی، به‌جای آنکه کشاورزی مستقل را تقویت کند، بسیاری از روستاها را تضعیف کرد و جمعیت زیادی را از تولیدکننده به حاشیه‌نشین تبدیل ساخت. ایران به‌تدریج از اقتصادی متکی بر ظرفیت داخلی، به اقتصادی وابسته به نفت و واردات نزدیک شد.

 

 نتیجه: وابستگی به جای پیشرفت

هرچند این سیاست‌ها با شعار توسعه عرضه شدند، اما نتیجه نهایی آن‌ها برای بخش بزرگی از مردم، فقر، مهاجرت، و کاهش توان تولید داخلی بود. کشوری که می‌توانست بر پایه کشاورزی، صنعت و نیروی انسانی خود رشد کند، بیشتر به بازار مصرف کالاهای خارجی تبدیل شد. همین تجربه تاریخی نشان می‌دهد که اعتماد به نسخه‌های بیرونی، همیشه به سود کشور تمام نمی‌شود.

 

 ادامه همان مسیر با نامی تازه

اما این ماجرا در همان‌جا متوقف نشد. اگر دیروز با شعار اصلاحات ارضی به زیرساخت‌های تولید ضربه زده شد، امروز همان مسیر با ابزارهای جدیدتری دنبال می‌شود. سیاست‌هایی مانند شوک‌درمانی، دلاریزه‌کردن اقتصاد و وابسته‌کردن زندگی مردم به نوسانات ارز، در عمل می‌توانند همان نتیجه قدیمی را تکرار کنند: تضعیف تولید داخلی و افزایش وابستگی.

 

 راه نجات؛ بازگشت به تولید ملی

اگر قرار است ایران روی پای خود بایستد، راهی جز تقویت تولید ملی وجود ندارد. حمایت از کشاورزی، صنعت، کارآفرینی و تولیدکنندگان داخلی، فقط یک انتخاب اقتصادی نیست؛ بلکه ضرورتی برای استقلال کشور است. تجربه تاریخ به‌روشنی نشان داده است که هر زمان به ظرفیت داخلی تکیه کرده‌ایم، امکان پیشرفت فراهم شده؛ و هر زمان چشم به بیرون دوخته‌ایم، هزینه‌اش را مردم پرداخته‌اند.

 

امروز بیش از هر زمان دیگر، باید به این حقیقت توجه کرد که تولید ملی ستون اصلی اقتصاد مستقل است. بدون آن، نه رفاه پایدار شکل می‌گیرد و نه استقلال واقعی به دست می‌آید.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

torang5

جستجو

موضوعات

  • همه
  • استان شناسی
  • انتخاب بهترین کمربند زنانه مجلسی
  • خرید کوله پشتی لپ تاپ
  • دعا برای آرامش خانه
  • دعا برای خانه دار شدن
  • ذکر برای خانه دار شدن
  • عید نوروز

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس